زهرا موسوی یک مادر را از تصمیم نادرستش منصرف کرد
سالهاست کمر همت بسته تا به هر روشی که از دستش ساخته است، قدمی برای نیازمندان بردارد. زهرا موسوی در محله شهیدبهشتی با کارهای خیرش شناخته میشود؛ بانویی که با راهاندازی صندوق قرضالحسنه، دایرکردن بازارچه کارآفرینی، تهیه بستههای معیشتی و کمک به جهیزیه در محله سرشناس است.
زهرا خانم آنقدری آشناست که حتی از محلات دیگر سراغش را میگیرند و از او کمک میخواهند. او معتقد است هر کسی باید در حد توانش هوای دیگران را داشته باشد. او هم در تلاش است تا قدمی در راه افرادی که نیاز به کمک دارند بردارد.
بین همه این کارهایش خاطرهای دارد که هیچوقت از یادش نمیرود، وقتی که از مرگ یک انسان جلوگیری کرد.

خبری که دست به دست شد
دوسالونیم پیش، برای اقامه نماز جماعت به مسجد پنجتن (ع) رفته بود. بعداز پایان نماز، همانطورکه با چندنفر از همسایهها درحال خوشوبش بود، یکی از آنها زهراخانم را کنار کشید تا خصوصی با او حرف بزند. او میگوید: با این خانم همسایه برای تهیه بسته معیشتی، کمکهزینههای درمان و تحصیل همکاری میکردیم، اما اینبار موضوع متفاوت بود. او میخواست خانم بارداری را از تصمیم به سقط جنین منصرف کنیم.
زهراخانم توضیح میدهد: خانمی که او معرفی میکرد، وضعیت مالی مناسبی نداشت، همسرش معتاد بود و در حاشیه شهر زندگی میکرد. به صورت ناخواسته باردار شده بود و بهدلیل اینکه دو فرزند کوچک دیگر داشت و همسرش هزینههای زندگی را نمیداد، بهدنبال دکتر یا مامایی میگشت تا جنین خود را سقط کند.
زن نیازمند ازطریق دوستانش دنبال ماما میگشت و آن را با یک نفر در محله خودشان مطرح کرد. این موضوع بین چندنفر دیگر چرخیده بود تا به گوش زهراخانم رسیده بود. موسوی با شنیدن این حرف گفت از آن خانم باردار دعوت کنند تا به مسجد بیاید و با او حرف بزند.
او تصور کرده بود که شاید راهی برای سقطکردن جنین پیش پایش بگذاریم، درصورتیکه با او صحبت کردم تا از این کار منصرف شود
خودش توضیح میدهد: او تصور کرده بود که شاید ما راهی برای سقطکردن جنین پیش پایش بگذاریم، درصورتیکه من با او صحبت کردم تا از این کار منصرف شود. به او گفتم که در طول بارداری و خردسالی بچهاش کمکحال او هستیم.»
زنجیره حمایتی
زهراخانم با کمک چند خیّر ماه اول هزینههای دکتر، داروهای تقویتی و خوراک او را تقبل کردند؛ «ازطریق یکی از دوستان با مرکز خیریهای آشنا شدیم که کارشان حمایت از مادران باردار قشر ضعیف بود. خودم به مرکز رفتم و شرایط این خانم را توضیح دادم. آنها هم مخارج مادر را تا موقع وضع حمل و ششماهگی نوزاد تقبل کردند.»
چند ماه بعد، آن زن، فرزند خود را به دنیا آورد. زهراخانم دست به کار شد و با کمک خیران وسایل نوزاد و لباس برای او جمعآوری کرد؛ همچنین اسمش را جزو افرادی که بسته معیشتی دریافت میکنند، قرار داد.
او میگوید: الان آن بچه نزدیک به دو سال دارد و گاهی مادرش او را از راه دور به مسجد میآورد تا من ببینمش. توانستهایم او را راهنمایی کنیم تا با انجام کار در خانه، بخشی از هزینههای اموراتش را دربیاورد.
امروز مادر خوشحال است که توانسته فرزندش را نگه دارد. او هربار که کودکش را در آغوش میگیرد، بهخاطر بودنش خدا را شکر میکند.
* این گزارش سهشنبه ۱۴ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۴۸ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.
